اردكانى / ذوالفقارى / تركى / مهدى روزبهانى / اكبر روزبهانى

6

مرورى بر تاريخ و مبانى طب سنتى اسلام و ايران ( فارسى )

هم‌جوار آنها كه در مسير جاده‌هاى كاروان‌رو بين بابل ، هندوستان ، عربستان و مصر قرار داشتند نفوذ نموده و گسترش يافته است . بابلىها از خواص درمانى گياهان مطلع بوده‌اند ، اما آن را با دنياى اسرار آميز ارواح مربوط مىدانسته‌اند . برخى از روش‌هاى درمانى آنها عجيب و جالب توجه مىباشد : فرد معالج به نيابت از طرف بيمار ، اورادى را در پيشگاه خدايان مىخواند تا خشم آنها فروكش كند . سپس به دستيارش كه در كنار او بود ، دستوراتى را جهت تركيب اجزاى دارو مىداد و داروى آماده‌شده را به بيمار مىخوراند . گوسفندى را نيز در كنار بيمار قرار مىدادند . اگر ارواح ايجادكننده‌ى بيمارى ، با خواندن اوراد از بدن بيمار خارج و به سمت حيوان رانده مىشدند ، درمان موفقيت‌آميز بود و فرد بهبود مىيافت ، آنگاه حيوان را قربانى كرده و جگر او را مورد مطالعه قرار مىدادند . ممكن بود كه برخى از پزشكان به ورد و افسون اعتقاد نداشته باشند ولى جهت خوشايند مردم و تقويت روحى آنها چنين عملى را انجام مىدادند . به‌هرحال " جگربينى " از امورى است كه بابلىها در ساير ملل كهن رواج داده‌اند . در بابل فن پزشكى از پدر به پسر و از استاد به شاگرد منتقل مىشده است . بر خلاف پاپيروس‌هاى مصرى كه به منزله‌ى كتب درسى بودند ، لوحه‌هاى بابلىها جهت تعليم نبوده ، بلكه براى به خاطر آوردن معلومات نوشته مىشدند . آنها در آثار خود از بيمارىهاى چشم ، گوش ، دستگاه تنفس ، دستگاه گوارش ، عضلات ، بيمارىهاى واگيردار و صرع نام برده‌اند . در معالجات گياهى از گياهانى از قبيل كاسنى ، زيره ، زعفران و موادى مثل عسل ، خشخاش ، آهن ،